حسين قرچانلو

130

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

روشن مىسازد و شايد عامل اصلى اين عقب‌ماندگى و درجا زدن ، بىثباتى و آشفتگىاى باشد كه پس از جهانگشايى مغولان در آن روزگار گريبانگير كشورهاى اسلامى شده است . « 1 » نقشهء عالم متعلق به حافظ ابرو ( م . 833 ) نمونهء ديگرى از اين نوع نقشه‌هاست . . . نقشهء عالم او از بسيارى جهات به نقشهء حمد الله مستوفى شبيه است . . . فقط ربع جنوبى كرهء زمين را آب فراگرفته و ساحل جنوبى افريقا مدور است و اين امر در قياس با برخى از نقشه‌هاى متقدم كه آن را به شكل چنگال نشان داده‌اند ، پيشرفتى به‌شمار مىآيد . « 2 » در سال 958 ق / 1551 م على بن احمد صفاقسى تونسى نقشه‌هايى را به صورت اطلس تهيه كرد . اين اطلس شامل هشتاد نقشه از جمله يك تقويم شمسى و يك نقشهء دايره‌اى شكل است كه طول روز را در هر ماه از سال شمسى در اقليم چهارم نشان مىدهد و همچنين نقشه‌هاى شمال افريقا ، سواحل اسپانيا ، سواحل درياى سياه و درياى مديترانه ، ترسيم شده است . از اطلس صفاقسى يك نسخهء كهن خطى با شماره 2278 در كتابخانهء ملى پاريس موجود است . « 3 » نقشهء عمومى عالم صفاقسى بر نقشهء ادريسى تكيه دارد . در اين نقشه نواحى مختلف سواحل درياى سياه و درياى آزوف نيز آمده است . صفاقسى احتمالا اين اطلس را براى ناخدايى تهيه كرده كه در درياى مديترانه يا درياى سياه با كشتيهاى مسيحيان يا سوريان در رفت‌وآمد بوده است . اين نقشه به اعتقاد ميللر ، حاصل كوششى در جهت تركيب نقشهء دريايى كاتالونيايى با نقشه ادريسى به منظور تهيه نقشهء دريايى عربى جديد بوده است . « 4 » در قرن دهم هجرى نقشه‌نگاران ترك پيشرفتهاى بسيار مهمى را در نقشه‌نگارى اسلامى موجب شدند . در واقع مىتوان گفت كه آنها ميان نقشه‌نگارى سنّتى اسلامى و نقشه‌نگارى نوين پلى زدند . از برجسته‌ترين نمونه‌هاى كار ايشان نقشه‌هاى پيرى رئيس

--> ( 1 ) . اطلس العراق ؛ ج 2 ، ص 127 و 128 . ( 2 ) . « نقشهء جغرافيايى » ؛ ص 88 و 89 . ( 3 ) . اطلس العراق ؛ ج 2 ، ص 128 . ( 4 ) . « نقشهء جغرافيايى » ؛ ص 90 .